تبلیغات
سایت ایثار «پایگاه شهید حسین ترابیان» - تو پلاکت را گم کردی و من هویتم را ...
چهارشنبه 19 آبان 1389

تو پلاکت را گم کردی و من هویتم را ...

   نوشته شده توسط: مهدی بیات    

شهید! من و تو چقدر شبیه یکدیگریم؛ هر دو لباس خاکی به تن داریم، چون بسیجی هستیم! هر دو زمینی هستیم؛ اما تو آسمانی شدی! هر دو جهاد گریم؛ تو در راه خدا و ارزش‌ها و من برای زیاده‌ طلبی! هر دو گمنامیم؛ تو پلاکت را گم کرده‌ای و من هویتم را!

یادداشت زیر توسط «حامد حبیبی» یکی از مخاطبان حوزه ایثار و شهادت به خبرگزاری فارس ارسال شده است:

بسم رب الشهداء والصدیقین

حمد و سپاس خدای بی ‌نیاز و منان را سزاست که توفیق عهد و پیمان با خون سالار شهیدان و همزیستی و همبستگی با شهداء انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس را به ما عطا فرمود.

شهید! وقتی به فکر فرو می‌روم، می‌بینم چقدر من و تو وجوه اشتراک زیادی داریم!

من و تو هر دو لباس خاکی به تن داریم! هر دو زمینی هستیم! هر دو جهاد گریم! هر دو عاشقیم! هر دو گمنامیم! هر دو "ینظر بنور" هستیم!

شهید! من و تو چقدر شبیه یکدیگریم؛ هر دو لباس خاکی به تن داریم، چون بسیجی هستیم! هر دو زمینی هستیم؛ اما تو آسمانی شدی! هر دو جهاد گریم؛ تو در راه خدا و ارزش‌ها و من برای زیاده‌ طلبی! هر دو گمنامیم؛ تو پلاکت را گم کرده‌ای و من هویتم را!

یادداشت زیر توسط «حامد حبیبی» یکی از مخاطبان حوزه ایثار و شهادت به خبرگزاری فارس ارسال شده است:

بسم رب الشهداء والصدیقین

حمد و سپاس خدای بی ‌نیاز و منان را سزاست که توفیق عهد و پیمان با خون سالار شهیدان و همزیستی و همبستگی با شهداء انقلاب اسلامی و هشت سال دفاع مقدس را به ما عطا فرمود.

شهید! وقتی به فکر فرو می‌روم، می‌بینم چقدر من و تو وجوه اشتراک زیادی داریم!

من و تو هر دو لباس خاکی به تن داریم! هر دو زمینی هستیم! هر دو جهاد گریم! هر دو عاشقیم! هر دو گمنامیم! هر دو "ینظر بنور" هستیم!

گمنام

هر دو لباس خاکی به تن داریم، چون بسیجی هستیم! هر دو زمینی هستیم؛ اما تو آسمانی شدی! هر دو جهاد گریم؛ تو در راه خدا و ارزش‌ها و من برای زیاده ‌طلبی! هر دو عاشقیم؛ تو عاشق مولا و من عاشق دنیا! هر دو گمنامیم؛ تو پلاکت را گم کرده‌ای و من هویتم را! هر دو نظاره‌ گر نور هستیم!

من کجا و تو کجا که شنیدم چقدر راحت چشمت را به روی دنیا و همه لذات آن بستی؛ چشمت را به همه چراغ ‌های چشمک ‌زن شهر بستی، همان چراغ‌ هایی که مصداق بارز «یخرجونهم من‌النور الی الظلمات» است و تو اما چشمت به دنبال ستارگان پر فروغ آسمان بود که مصداق عینی «یخرجونهم من الظلمات الی النور» است و همین شد که خود نیز آسمانی شدی.

چه اکسیر شفابخش بیدارگری خواهد شد، قطرات خونت که با خاک‌ های شلمچه یا طلاییه یا شاید با آب‌های اروند همراه شد تا در خون سیدالشهداء (ع) حل شود تا برای من که بعد از سال‌ها به یاد تو افتاده‌ام، فریاد هوشیاری باشد که ای انسان! آیا خبر داری بهای این خون چیست؟

وقتی در خاک‌هایی که روی آن افتاده بودی، قدم می‌زدم صدایت را شنیدم...!

فریاد می زدی؛ بهای این خون حفظ اسلام است!

بهای این خون، زنده ماندن راه سیدالشهدا (ع) است!

بهای این خون، دفاع از حق از دست رفته امامان (ع) است!

بهای این خون، دفاع از حریم ولایت است!

ولایت؛ یعنی همه هستی من که حاضر شدم خونم را به پای درختش بریزم تا ثمر ببخشد!

و جمله آخری که شنیدم را فراموش نمی‌کنم که گفتی؛ حال اگر با من همراه و هم قسم می‌شوی باید در راه دفاع از ارزش‌های الهی هر چه داری فدا کنی!

شهید! صدایت را شنیدم!

پس با تو و رهبرت و امامت و خدایت هم پیمان می‌شوم تا از هرآنچه که در خدمت اسلام، انقلاب، ولایت، رهبری و ارزش‌ها قرار گرفته باشد، همچون ناموسم دفاع کنم.

گاهی که بار سنگین این مسئولیت را بر دوشم احساس می‌کنم دلم برای آسمان تنگ می‌شود و تو می‌دانی که در این وانفسای دنیا پیمودن راه آسمان چقدر دشوار است.

پس تو همراهیم کن تا شاید من هم به آسمانیان بپیوندم، تا شاید من هم یکی از آنانی باشم که امام عصر (عج) نشان لیاقت به آنان عطا کند؛ تا شاید من هم مثل تو پر باز کنم و پرواز کنم. دعایم کن...

شهید!

کاش از ما نپرسند که بعد از شهدا چه کرده‌اید؟! آخر از سخن گفتن شرم دارم! از صدای خواب ‌آلوده‌ام شرم دارم! اصلاً مگر صدای خواب‌ آلود من به گوش کسی خواهد رسید؟

شهید!

می‌دانم که اگر امروز من با دوستان شهیدت مواجه شوم، همان سخنی را از آنان خواهم شنید که مردم بی‌ وفا و راحت‌ طلب کوفه از امیرالمؤمنین علی (ع) شنیدند که فرمود:

«و به جانم سوگند اگر ما هم مثل شما [راحت طلب] بودیم، عمود دین برپا نمی‌شد و درخت اسلام خوش شاخ و برگ و خوش قد و قامت نمی‌شد، به خدا سوگند از این به بعد خون خواهید خورد و پشیمانی خواهید برد!» (نهج البلاغه، خطبه 56)

از این رو تشییع پیکر مطهر شهداء به معنای مشایعت شهید در راه ارزش هاست که همانا تبعیت از اوامر ولایی است! نتیجتاً این تشییع جنازه نمی‌تواند یک حرکت نمادین باشد و اگر در این حد تنزل پیدا کند، چنین حرکتی محکوم به انحراف از راه شهیدان است!

می‌دانم که اگر با دوستان شهیدت مواجه شوم آنان به من خواهند گفت «اگر ما هم مثل شما در اصول، تسامح می‌کردیم و پای ارزش‌های انقلاب تساهل، امروز چیزی از نهال انقلاب اسلامی که به شجره طیبه‌ای تبدیل شده که «اصلها ثابت و فرعها فی السماء» باقی نمی‌ماند و از مسیر اهدافش خروج کرده بود و خون هزاران شهید گلگون کفن پایمال شده بود.»

احساس می‌کنم باید بازخوانی دوباره‌ای از "فرهنگ جهاد و شهادت " داشته باشم تا خود را به راه و رسم شهداء نزدیک نمایم!

بازخوانی فرهنگ جهاد و شهادت

1. اشاعه فرهنگ جهاد و شهادت: در این بیان نکته ظریفی نهفته و آن اینکه گفته شده فرهنگ "جهاد و شهادت " و بیان نشده "مجاهد و شهید "؛ از این منظر توجه به "نام و یاد شهید " در درجه بعد از اهمیت در مقایسه با "راه شهید " قرار گرفته است؛ لذا در کلام حضرت امیرالکلام مشاهده می‌شود که جهاد به عنوان راه سعادت بشری معرفی می‌شود:

«الْجِهَادُ عِمَادُ الدِّینِ وَ مِنْهَاجُ السُّعَدَاء، جهاد ستون دین و راه روشن نیک بختان است»/(تصنیف غررالحکم و درر الکلم، ص: 333)

این بدان معناست که پیمودن مسیر جهاد فی‌الله اهمیت فوق العاده‌ای دارد در مقایسه با "ترویج نام و یاد " شهدا! "یاد و نام شهید " فرعی است بر اصل که "راه شهید " باشد. نه آنکه یاد شهید مهم نباشد، "گرامی داشت نام و یاد شهید " بسیار مهم است اما اصل و اهم "ترویج راه شهداست ". رابطه نام و یاد شهید با راه شهید همانند رابطه نماز و جهاد است با اصل دین!

امام صادق (ع) فرمودند: آیا شما را با خبر کنم از اصل و فرع و قله اسلام؟ گفت بله! فرمودند: اصل اسلام نماز است و فرعش زکات و قله رفیع آن جهاد در راه خداست!»/(من لا یحضره الفقیه، ج‏2، ص: 75)

در این روایت شریف نماز به عنوان اصل اسلام و جهاد به عنوان قله رفیع اسلام معرفی می‌شود لکن این اصول خود فرعی هستند بر اصل اساسی دین که ولایت باشد!

امام باقر (ع) :اسلام بر پنج چیز بنا شده است؛ نماز و زکات و روزه و حج و ولایت، و به چیزی مانند ولایت که در روز غدیر تبیین شد، فراخوانده نشده است!»/(کافی، ج 2، ص: 21)

این روایت بدان معناست که نماز و جهاد که خود اساس دین است، در مقایسه با ولایت فرعی هستند بر این اصل اساسی دین! الغرض اینکه "نام و یاد شهید " هم که خود اصلی مهم به شمار می‌آیند، در مقایسه با "راه شهید " فرعی هستند بر این اصل اساسی در ترویج "فرهنگ جهاد و شهادت ".

2. رهپویان راه شهادت: با این شرایط اگر رهرو راه شهید بودیم، نام و یاد او را هم زنده نگاه خواهیم داشت! بلکه پیمودن راه شهید در واقع پیمودن راه شهادت است. گمان نکنند برخی که راه شهادت بسته شده است! شهادت درب ندارد، دروازه‌ای دارد که برای همیشه بازِ باز است!

امام صادق (ع) به نقل از پدرشان فرمودند :شیعه ما نیست مگر صدیق باشد یا شهید! گفتند: چگونه این ممکن است در حالی که اکثر آنان به مرگ طبیعی می‌میرند؟ حضرت فرمودند: آیا سوره حدید را در کتاب خدا نخوانده‌ای؟ و کسانی که به خدا و انبیا ایمان آورده‌اند، همانان صدیقان و شهداء هستند![آیه 19] حضرت فرمودند: اگر شهدا تنها همان هایی بودند که شما می‌گویید [که در میدان جنگ به شهادت می‌رسند] تعداد شهدای امت آخرالزمان بسیار کم می‌بود!»/(بحارالانوار، ج 64، ص: 53)

شهید والامقام، خود راهی را پیموده و ما باید رهرو آن راه باشیم! وقتی در آیه شریفه بیان می‌شود «والذین آمنوا» پس مؤمنان باید شاخصه‌ای داشته باشند! شاخصه مؤمنان در آیه دیگری تبیین می‌شود؛

«وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه‏؛ و کسانی که ایمان آورده اند [به خدا و رسول] شدت در حب به خدا و برای خدا دارند!»/(بقره: 165) و این حب هم باید شناسه دیگری داشته باشد؛ «قُلْ إِنْ کنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونی‏ یحْبِبْکمُ اللَّهُ؛ [ای پیامبر] بگو اگر حب به خدا دارید مرا تبعیت کنید که خدا هم شما را دوست خواهد داشت!»/(آل عمران: 31)

با این تفاسیر نشانه حب به خدا تبعیت از ائمه (ع) است! یعنی رابطه اولی وجود دارد که مؤمنان و محبان و شهدا، تابعان و شیعیان حضراتشان است.

« شیعیان ما کسانی هستند که در اعمال ما را مشایعت می کنند و از ما تبعیت می کنند!»/(بحار الانوار ، ج‏65، ص: 155)

پس با توجه به آیه شریفه «وَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ أُولئِک هُمُ الصِّدِّیقُونَ وَ الشُّهَداءُ» عکس رابطه اول نیز صادق است؛ یعنی شیعیان حضرات معصومین (ع) شهدا امت آخرالزمان هستند!

از این رو تشییع پیکر مطهر شهداء به معنای مشایعت شهید در راه ارزش هاست که همانا تبعیت از اوامر ولایی است! نتیجتاً این تشییع جنازه نمی‌تواند یک حرکت نمادین باشد و اگر در این حد تنزل پیدا کند، چنین حرکتی محکوم به انحراف از راه شهیدان است!

لذا پیامبر (ص) به جهت آنکه فرهنگ شهادت را یک فرهنگ همیشه زنده برای ما تبیین کنند.

فرمودند «مَنْ مَاتَ عَلَى حُبِّ آلِ مُحَمَّدٍ مَاتَ شَهِیدا؛ هرکس بمیرد در حالی که محب آل محمد باشد، شهید مرده است!»/(بحار الانوار، ج 23، ص: 233)

شاخصه حب به آل رسول (ص) نیز مبین راه شهید و شهادت است و هم حجت را بر همگان تمام می‌کند!

یعنی تبعیت از خدا و رسول و مشایعت عملی ائمه و اطاعت از ولی فقیه جانشین امام معصوم اولاً بر همگان واجب است و ثانیاً راه احیاء فرهنگ "جهاد و شهادت " است و ثالثاً برای انسان، باب ورود به باغ شهادت است.

از این رو جوان انقلابی ما همچنان می‌تواند برای رسیدن به فوز عظیم شهادت تلاش کند! و البته برای آنکه میدان این جهاد را برای رسیدن به فیض شهادت تعریف کنیم و فرهنگ جهاد را در راستای این فرهنگ شهادت معنا کنیم، اشاره‌ای به روایت پیامبر اکرم (ص) خواهیم داشت که فرمودند «أَفْضَلُ جِهَادِ أُمَّتِی انْتِظَارُ الْفَرَج‏؛ برترین جهاد امت من انتظار فرج است»/(بحار الانوار ، ج‏74، ص: 143)

حال اگر به راه شهدای انقلاب اسلامی و هشت سال جنگ تحمیلی بنگریم، جز این مشاهده نخواهیم کرد که دید آنان به مسئله ولایت یک دید کاملاً برگرفته از اصل امامت بوده است؛ چرا که جایگاه ولایت فقیه را جایگاه نیابت از معصوم و راه رسیدن به فرج می‌دانستند. از این رو شهداء عزیز ما ابتدا با دلدادگی به ارزش‌های والای الهی و مبارزه در میدان جهاد اکبر به ارباب بی‌کفنشان اقتداء کردند تا در میدان جهاد اصغر، با اطمینان از رضایت حضرت ولیعصر ارواحنا فداه به منتهی آمالشان و به سدره المنتهای این دنیا رسیدند...!

« هرکس پیام جهاد گری را برساند مانند آن است که اسیری را آزاد کرده باشد و همچنین شریک خواهد بود در جهاد آن مجاهد راه خدا...»/(أمالی الصدوق، ص: 578)

و با این رویکرد بود که پیامبر خدا فرمودند «فَإِنَّ سِیاحَةَ أُمَّتِی الْغَزْوُ وَ الْجِهَاد؛ همانا سیاحت امت من قدم گذاشتن در میدان جنگ و جهاد است!»/(وسائل الشیعه، ج 11، ص: 10)

و اینگونه است که حتی اگر کسی بنابر شرایط زمانی و مکانی از میدان جهاد باز بماند، باز توفیق آن را خواهد داشت که در زمره شاهدان و مجاهدان راه خدا قرار گیرد!

« هرکس پیام جهاد گری را برساند مانند آن است که اسیری را آزاد کرده باشد و همچنین شریک خواهد بود در جهاد آن مجاهد راه خدا...»/(أمالی الصدوق، ص: 578)

از این منظر تبلیغ و تبیین "راه شهید " و اشاعه "فرهنگ جهاد و شهادت " از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است!

واگویه‌های غربت

شهید! نمی‌دانم در این هیاهوی شهر صدایم به گوش کسی می‌رسد یا نه؟ اگر با صدای خواب‌آلود لب به سخن گشودم و آنچه را که احساس می‌کردم از دلت بر می‌آید در جان قلم به روی کاغذ سفید به رقص درآوردم تا با رقاصه‌ها مقابله‌ای نابرابر داشته باشم، تنها عقده گشایی از دلم و گلایه‌ای از نزدیکان اعتقادی‌ام بود!

وقتی می‌بینم که از نام تو و از یاد تو چه سوء استفاده‌ها که نمی‌شود، با خود عهد می‌بندم که یک قدم هم از راه تو انحراف نداشته باشم!

وقتی می‌بینم که کسانی که بدون هیچ توجهی به منصب ولایت هتک حرمت این مقام را می‌کنند، با امام تو عهد می‌بندم که نگذارم یک کلام از اوامر ولایی روی زمین بماند!

وقتی می‌بینم که غرب ‌زدگان و شرق ‌زدگان بدون هیچ توجهی به فرهنگ اصیل اسلامی، به اشاعه فرهنگ غرب و شرق می‌پردازند، با خود عهد می‌بندم که تنها در راه اشاعه فرهنگ انتظار و جهاد و شهادت بکوشم!

وقتی می‌بینم که عده‌ای دست از دهان برداشته و تمام اصول و ارزش‌های تو را زیر پا می‌گذارند، پریشان حال می‌شوم و با خدای تو عهد می‌بندم که مثقالی، پای ارزش‌ها تساهل و با اصول تسامح نکنم.

دعایم کن شهید تا در انجام این مسئولیت توفیقم دهند.

اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک و بین یدی ولیک  /اللهم عجل لولیک الفرج

 

تنظیم : فرهنگ پایداری تبیان


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر