تبلیغات
سایت ایثار «پایگاه شهید حسین ترابیان» - شناسنامه هایی که خط خوردگی دارند
چهارشنبه 19 آبان 1389

شناسنامه هایی که خط خوردگی دارند

   نوشته شده توسط: مهدی بیات    

هنوز از خاطر بسیاری از مردم ایران چهره بارانی برخی بچه های 10- 15 ساله در کنار محل های ثبت نام اعزام به جبهه ها از یاد نرفته که با چشمانی اشک آلود و زبانی ملتمسانه برای اعزام به مناطق عملیاتی به مسئولان و والدین خود اصرار می کردند.

رزمندگان

شاید داستان برخی از روش های خلاقانه بچه های دانش آموز برای رفتن به جبهه را یا دیده، شنیده و یا خوانده باشیم. از آنجا که همه آنها می دانستند که بدون رضایت کتبی والدین خود نمی توانند به جبهه ها اعزام شوند برخی از آنها دست به کارهای عجیبی می زدند تا به هدف خود برسند.

در میان آنان همه نوع دانش آموزی یافت می شد از خانواده های متوسط به بالا تا خانواده مستضعف،از بچه های بازیگوش تا بچه های درس خوان و مطیع، از بچه های هنرمند و خلاق تا بچه های محجوب و کم حرف.

در آن زمان بعضی از بچه ها با رضایت والدین به جبهه ها اعزام می شدند اما برخی از آنها با ترفندهای مختلف در پی جلب رضایت پدر و مادر خویش بودند؛ اگر تا آن زمان به درس بی توجه بودند سعی داشتند با نمرات خوب دل والدین شان را نرم کنند و اگر بچه بازیگوشی بودند از هیچ کاری برای اثبات خود به عنوان پسری مطیع و محجوب و حرف شنو کوتاهی نمی کردند.

هنوز از خاطر بسیاری از مردم ایران چهره بارانی برخی بچه های 10- 15 ساله در کنار محل های ثبت نام اعزام به جبهه ها از یاد نرفته که با چشمانی اشک آلود و زبانی ملتمسانه برای اعزام به مناطق عملیاتی به مسئولان و والدین خود اصرار می کردند.

رزمندگان

شاید داستان برخی از روش های خلاقانه بچه های دانش آموز برای رفتن به جبهه را یا دیده، شنیده و یا خوانده باشیم. از آنجا که همه آنها می دانستند که بدون رضایت کتبی والدین خود نمی توانند به جبهه ها اعزام شوند برخی از آنها دست به کارهای عجیبی می زدند تا به هدف خود برسند.

در میان آنان همه نوع دانش آموزی یافت می شد از خانواده های متوسط به بالا تا خانواده مستضعف،از بچه های بازیگوش تا بچه های درس خوان و مطیع، از بچه های هنرمند و خلاق تا بچه های محجوب و کم حرف.

در آن زمان بعضی از بچه ها با رضایت والدین به جبهه ها اعزام می شدند اما برخی از آنها با ترفندهای مختلف در پی جلب رضایت پدر و مادر خویش بودند؛ اگر تا آن زمان به درس بی توجه بودند سعی داشتند با نمرات خوب دل والدین شان را نرم کنند و اگر بچه بازیگوشی بودند از هیچ کاری برای اثبات خود به عنوان پسری مطیع و محجوب و حرف شنو کوتاهی نمی کردند.

تعداد اندکی از آنان نیز بودند که هر راهی را برای جلب رضایت والدین خود امتحان کردند اما هر بار تیرشان به سنگ می خورد، پس با دستکاری در شناسنامه تاریخ تولد خود را با پاکن های جوهری در حدی تغییر می دادند که بتوانند برگه اعزام را دریافت کنند و یا برخی از آنان با تهیه رضایتنامه های تقلبی خود را به جبهه ها رساندند اما از ترس یا شرم از سرنوشتی که در بازگشت به خانه در انتظار آنها خواهد بود، ماهها به مرخصی نمی رفتند و بالاخره در زمان برگشت به خانه با شرمندگی و عذرخواهی در پی رضایت قلبی والدین خویش بر می آمدند؛ پدر و مادرها هم که می دیدند دیگر کار از کار گذشته و مدتها در نگرانی از سلامتی فرزند در تب و تاب بودند آنها را با آغوش باز می پذیرفتند و بار دیگر این آنها بودند که دلیرمردان نوجوان خویش را به جبهه ها رهسپار می کردند.

برخی از این دانش آموزان با اینکه در سنین نوجوانی بودند اما جثه های درشتی داشتند و مشکلی برای یافتن لباس و پوتین برای آنها نبود اما بسیاری از این دلیرمردان نوجوان با جثه های کوچک خود مجبور می شدند یا با لباس های معمولی و کتانی و در نهایت کلاهی که بر سر آنها لق می زد روزگار خود را در جبهه ها به سر کنند و یا با پیراهن و شلوارهای خاکی که لبه های آن چندین بار تا خورده بود با کمک کمربند و فانسقه آن را به تن خویش بیارایند. هرچند که آنان در قد و قامت با هم متفاوت بودند اما همه آنها در یک چیز با هم مشترک بودند و آن شجاعت، شور و سرزندگی، اخلاص و دلاوری بود که در نگاه پر نفوذ و آرامشان موج می زد.

رزمندگان

پاکی و صفای روحی آن جوانان و نوجوانان بود که آنها را به جبهه ها کشاند؛ آنان نسیم کوی یار را فرسنگ ها دور از محله های خویش استشمام کردند و برای رسیدن به آن قدسیانی که هر از گاهی پیکرهای پاکشان را در کوچه پس کوچه های محله بدرقه می کردند از یکدیگر سبقت می گرفتند.

رنج و سختی، بزنگاهی برای محک زدن  توانایی انسانهاست؛ واقعه هشت سال جنگ تحمیلی فرصتی شد برای ظهور انسان های وارسته ای که پیش از آن شاید هیچ کدامشان را نمی شناختیم. بیش از هشت سال مقاومت ملت ایران در برابر تمام ابرقدرت های شرق و غرب، خود گویای ظهور انسانهای برجسته ای است که سرانجام توانستند فاتحانه دشمن را وادار به عقب نشینی کنند.

در دوران هشت سال دفاع مقدس بیش از 36 هزار دانش آموز در جبهه ها و یا بر اثر بمباران هوایی و حملات زمینی دشمن به مناطق مسکونی و مدارس شهید شدند. در طول جنگ تحمیلی بیش از 550 هزار نفر از دانش‌آموزان چندین بار به جبهه‌ها اعزام شدند و در این راه بسیاری از نوجوانان دانش آموز بر خاکهای تفتیده جنوب و بلندیهای غرب کشور در خون خود غلتیدند و دو هزار و 853 نفر نیز جانباز و 2 هزار و 433 نفر آزاده تقدیم دفاع از انقلاب اسلامی و کشور عزیزمان ایران شد.

شهید محمد حسین فهمیده یکی از هزاران نونهال و دانش آموز بسیجی کشور است که با سرمایه عظیمی از فهم و درک انقلابی و اعتقادات اسلامی وارد جنگ شدند. نام شهید فهمیده به دلیل شجاعت و ایثار در راه حفظ خاک وطن، سرآغاز کاروان 36 هزار شهید دانش آموز قرار گرفت اما اگر سرگذشت هر کدام از این نوجوانان و جوانانی که برای حفظ اسلام و خاک ایران به جبهه ها رهسپار شدند را بدانیم هر کدام شان حسین فهمیده ای دیگر خواهند بود.

 

شهید فهمیده که به دلیل کمی سن بارها از سوی مسئولان اعزام کننده با ممانعت از حضور در خط مقدم مواجه شده بود سرانجام با تلاشهای زیرکانه خویش اعتماد مسئولان نظامی منطقه را جلب کرد و در مناطق درگیری مستقیم با دشمن حاضر شد.

رزمندگان

وی سرانجام در روز هشتم آبان 59 در زمانی که خرمشهر در محاصره رژیم بعث عراق بود، برای جلوگیری از پیشروی تانکهای عراقی به شهر و قتل عام نیروهای مقاومت، با نارنجکی در دست از لابه لای سفیر گلوله های دشمن خود را به تانک ها رساند و با استفاده از نارنجک، تانک دشمن را منفجر کرد که در اثر این انفجار محل عبور دیگر تانک ها بسته شد و خود نیز به شهادت رسید.

به دنبال نامگذاری هشتم آبان به عنوان روز بسیج دانش آموزی سازمانی به همین نام تشکیل شد و هم اکنون این سازمان با همکاری وزارت آموزش و پرورش در بیش از 50 هزار واحد آموزشی اقدام به تشکیل واحدهای مقاومت بسیج نموده و با جذب دانش آموزان به این واحدها بخش عظیمی از ارتش 20 میلیونی را تشکیل داده است.

در حال حاضر بیش از 4 میلیون دانش آموز دختر و پسر در دوره های ابتدایی، راهنمایی و متوسطه جذب بسیج دانش آموزی شده اند که بیش از 450 هزار نفر از آنان عضو فعال بسیج دانش آموزی هستند که مسئولیت هدایت و کنترل واحدهای خود را بر عهده دارند.

دفاع مقدس ملت نستوه ایران بستر طلوع و بالندگی چنان مجاهدانی بود که ره صد ساله را یک شبه طی کردند و به اسوه های اخلاقی و حماسی مردم ایران پیوستند. پس از پایان جنگ نیز نوجوانان و جوانان ایران اسلامی با تأسی به روحیه والای شهیدانی چون فهمیده در راه خودباوری و خداباوری بیش از پیش گام برداشتند، چنانکه موفقیت های دانش آموزان ایرانی در المپیادهای علمی و مسابقات بین المللی مؤید این مسئله است که آنان دارای روحیه جهادی در هر میدان و آزمونی هستند.

 

منبع : خبرگزاری مهر


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر